المحقق السبزواري

528

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

ديگر برادران حوالت مىنمود . و در آن ايّام كه اباقا خان در قبول امر سلطنت مماطلت مىنمود ، خواجه نصير الدين محمّد اين چند كلمه نوشته ، در مجلس خاصّ بر اباقا معروض داشتند : در بندگى عرضه افتد كه امسال از روى احكام نجوم سال پريشان است و كارهاى بيمناك در پيش و ياغيان از جانبين مترصّد و منتظر . وقت آسايش نيست . اگر اكنون آسايش طلبد ، بعد از آن رنج بسيار رونمايد و اگر حالا رنج بر خود گيرد و كارسازى كند ، در عقب آن آسايش فراوان بيند . غرض در نشستن به جاى پدر ، تعجيل واجب است كه اگر يك سرور معيّن نشود ، اهل بغى دلير شوند و ايل والوس شكسته‌دل گردند و ناموس و قاعده مرتفع شود و سهم از دلها برود و خلل آن در ديگر وقتها كمتر باشد و اكنون بيشتر . و چون بر تخت ايلخانى بنشيند ، واجب باشد كه چند امر به جاى آورد تا دلهاى ايل و ياغى قرار يابد و آوازه نيكويى به همه طرف برسد ، و هيبت و شكوه پديدار آيد . اوّل آنكه برادران و خويشان را بنوازد و كارهاى ايشان نيكو سازد و نسبت به آن جماعت اقتدا به پدر نمايد ، و نوئينان « 1 » و كاردانان را سيورغاميشى « 2 » فرمايد و هركس كه فاضلتر و معتمدتر و هوادارتر باشد او را به خود نزديكتر گرداند تا رأيهاى نيكو زنند و انديشه‌هاى پسنديده كنند . ديگر آنكه امراى لشكر را استمالت دهد و بهادران را سيورغاميشى فرمايد و همه لشكر را به سلاح و برگ و چهارپاى و علوفه خوشدل گرداند و وعده‌هاى خوب كند ، چنان كه به وقت رسيدن ياغى به هيچ‌چيز موقوف نشوند و ساختهء حرب باشند . ديگر آنكه ملوك و اكابر ولايات را به لطف خويش اميدوار گرداند و يرليغها « 3 » به اطراف روانه كند كه در گرفتن از رعايا تخفيف كنند . و كسانى كه به حكم ياساى بزرگ

--> ( 1 ) . « نوئين » واژه‌اى است مغولى به معنى فرمانده و سردار . ( 2 ) . « سيورغاميشى » به مغولى يعنى نوازش و مرحمت و بخشش و هديه ، مصدر آن « سيورغامق » است و « سيورغال » به معنى پيشكش و هديه از همين مادّه است . جهانگشاى جوينى ، مقدّمهء مصحّح ، صفحهء لح ، پانوشت شمارهء 7 . ( 3 ) . شاهزادهء ترك و مغول و بزرگى كه در بعضى مزاياى موروثى از جمله معافيت از ماليات و عوارض متعدّد برخوردار بود و مجاز بود كه هرگاه بخواهد به نزد سلطان برود . معين ، فرهنگ فارسى : ج 1 ، ذيل همين واژه .